پارت ۵۷

آیکو خمیازه ای کشیود و گفت:
بریم

_کجا؟

+خونه پسر شجاع

هارهارهار من چقد بام_ چیز بریم خونه شما

هایو نگاهش کرد و گفت : امر دیه؟

+فکرامو بکنم بعدا بهت میگم

هایو: خانم باهوش فک نمیکنی ممکنه غیب شدن از کارورزی کار هوشمندانه ای نباشه؟

آیکو سرش و به نشانه منفی تکون داد: نه...
خب دیگه گشنمه بریم خونتون


دیگه حوصله ندارم اینجا هاش رو بنویسم الان تو اتاق هایو ان*

آیکو: پریدن رو تخت*
اخییییششش خستهممههه
گوشیشو برداشتن*



از آن طرف باکو:
کشیدن دستش رو صورتش*
پرک زدن پلکش*
زیر لب:
نفففله

دکو:
شاید_ شاید رفته توی عروسک فروشی ای جایی!

انداور در حالی که دست به سینه اس: عروسک فروشی؟

شوتو:
خنثی*
داستانش مفصله..( آره خیلی😂)

باکوگو یکم رفت اونور تر و گوشیش رو در آورد
و زنگ زد به آیکو

حالا اینطرف:
آیکو درحالی که داشت با گوشیش ور میرفت میبینه که زنگ میخوره و کسی نیس جز جوجه تیغی
از روی تخت پرید رو زمین و دویید سمت هایو
+ ببین! ببین! شوهرم!

هایو که داش کمیک میخوند با بی تفاوتی سرشو بالا آورد و با قیافه پوکر زل زد به آیکو
_چیمی_

به صفحه گوشی که دست آیکو بود نگاه کرد

_شوهر تیغی؟ (😂🤣)
شوهر تیغی چیه!

آیکو: آی بابا جوجه تیغیه دیه!

هایو اندر ذهن: بسم الله خدایا به این مغز بده به ما صبر بده🗿
و دوباره چشماشو دوخت به کمیکش

آیکو:
الو_

باکوگو: د الو و زهر مار کجا غیبت زد تووو؟


آیکو: گوشم کررر شدددد

باکو: به درک که کر شدد! [ داد*]
مکث*
کجایی

آیکو: خونه دوستم


باکو: چ_
چییییی؟

آیکو: چطور؟ نگرانم شدی؟😃


باکو: کی نگران تو شد نفله
اونور گوشی چشم خوره رفتن* ( اعتراف کن اعتراف کن خودتو به اون راه نزن)

آیکو:
خیلی بدجنسی قهرم! الانم قطع میکنم! ایششش

باکو: وایسا ببینم نف_

آیکو گوشیو قطع کرد و پرت کرد رو تخت هایو
بعدشم نشست رو تخت و درحالی که اخم ورده بود دستاشو کرد تو هم

هایو سرشو بالا آورد و نگاش کرد:
چته، چیشده؟

آیکو: قهرم جوجه تیغی دوسم نداره☹️😠( الان اکلیل میرینم)

هایو:
😑😐عاوو_
پس جوجه تیغی همونیه که دوس پسرته_

آیکو: شوهرم! ولی الان دیگه نیست


هایو: خو چیشد مگه؟ الان مث برج زهر مار اخماتو کردی تو هم پیشونیت چروک میشه ها ( هایو ❌️ مامان من✅️)

آیکو:
نگاه به هایو*
بعد پیر میشم؟

هایو:
🗿🗿🗿🗿
نه پیر که نمی_
آره آره پیر میشی بعد دیگه جوجه تیغیت نمیگیرتت نکن🗿
حالا بگو مگه چیشد

آیکو:
فاز مظلومانه گرفتن*
همش سرم داد میزنه خیلی بدجنسع_






ببینید کی پارت داده! مایکی گشاده! لذت ببرید!
دیدگاه ها (۳۷)

وقتی مریض بودی ولی …

#سناریو #درخواستی #اد__jennie ☘️🌱وقتی باهاشون قهریم و شب میر...

گل خونی پارت 50- باشع خداحافظ عزیزمجونگکوک گوشی رو قطع کرد ر...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p19جونگکوک گوشی ر...

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥 part16- گریه نکن عشقم+چرا فکر کردی دوستت ندارم😭😭...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

به ۳۰تا برسونید تا امشب۶تا پارت بزارم

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 2صبح روز بعدآرین روی تخت نشسته بود و با گوشی‌...

Part40ویو نیلا صبح با دل درد خیلی بدی بیدار شدم زیر شکمم تیر...

رمان پارت۲بک جین هنوزم باور نداشت که باکو بازم باهاش دوست شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط