سناریو مایکی پارت۷
بچها نمیدونم راستش مطمئین نیستم ولی خوب احتمالا این هفته نتونم فعالیت کنم بازم میگم احتمالایی ولی اگه دید نیستم دلیلش اینکه خودم دوست دارم فعالیت کنم و تلاشمو میکنم ولی خوب ممکنه این هفته نباشم ببخشید ولی فعلا سناریو مایکی رو بخونید🩷
شروع
از زبان ا/ت: یکم کارام طول کشید البته یکم نه خیلی زیاد با اینکه فقط تمیز کاری بود ولی خیلی طول کشید و بلاخره تونستم برم اتاق مایکی تا کنترل تلویزیونش رو پیدا کنم
در تقریبا باز بود
یعنی منتظرمه؟
نه امکان نداره
نویسنده: ا/ت چرخی داخل اتاق مایکی زد( بچها قسمت جدیدو دید؟)
یکم دور اطراف رو گشت و دید مایکی خوابه رفت بالا سرش
در ذهن ا/ت: اوخودااا چقدر لعنتی جذابه
نویسند: ا/ت پشتشو کرد تا بره ولی یهو مایکی دستشو گرفت
مایکی: کجا داری میری
ا/ت: مایکی سان ام چیزه ببخشید داشتم سر میزدم الان میرم ببخشید
مایکی: منظورم این نبود
ا/ت: پس چی شده
نویسنده: مایکی دست ا/ت و بیشتر میشکه و میخوابونش روی تخت
مایکی: میخواستی همین جوری از پیشم در بری ها ا/ت
مایکی: فکر کردی میزام همینجوری در بری خوب منو اسیر خودت میکنی در نیری فکر کردی من اسکلم
ادامه دارد
شروع
از زبان ا/ت: یکم کارام طول کشید البته یکم نه خیلی زیاد با اینکه فقط تمیز کاری بود ولی خیلی طول کشید و بلاخره تونستم برم اتاق مایکی تا کنترل تلویزیونش رو پیدا کنم
در تقریبا باز بود
یعنی منتظرمه؟
نه امکان نداره
نویسنده: ا/ت چرخی داخل اتاق مایکی زد( بچها قسمت جدیدو دید؟)
یکم دور اطراف رو گشت و دید مایکی خوابه رفت بالا سرش
در ذهن ا/ت: اوخودااا چقدر لعنتی جذابه
نویسند: ا/ت پشتشو کرد تا بره ولی یهو مایکی دستشو گرفت
مایکی: کجا داری میری
ا/ت: مایکی سان ام چیزه ببخشید داشتم سر میزدم الان میرم ببخشید
مایکی: منظورم این نبود
ا/ت: پس چی شده
نویسنده: مایکی دست ا/ت و بیشتر میشکه و میخوابونش روی تخت
مایکی: میخواستی همین جوری از پیشم در بری ها ا/ت
مایکی: فکر کردی میزام همینجوری در بری خوب منو اسیر خودت میکنی در نیری فکر کردی من اسکلم
ادامه دارد
- ۲۵۸
- ۱۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط