{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی فکر می‌کنم، حرف‌ها هم شبیه غذاها تاریخ انقضا دارند،

گاهی فکر می‌کنم، حرف‌ها هم شبیه غذاها تاریخ انقضا دارند، یعنی باید درست و به موقع مصرف شوند، یعنی اگر تاریخِ مصرف‌شان بگذرد، به درد نخور می‌شوند، دور ریختنی می‌شوند.


فکر کن یک غذایِ تازه و گرم و داغ، چقدر به جانت می‌چسبد؟


حرف‌ها هم همین‌اند. تا وقتی مزه دارند، که گوشی برایِ شنیدن، در انتظارشان باشد. زمانش که بگذرد، سرد می‌شوند، از دهان می‌افتند.


گاهی به این فکر می‌کنم، که هیچ چیز در دنیا، به اندازه‌یِ دوستت دارمی، که به موقع گفته نمی‌شود، مسموم نیست.
دیدگاه ها (۵)

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

خیلی از ما حتا بلد نیستیم آرزو کنیمو گاهی آرزوهایمان را هم ا...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟖مانیا هنوز چیزی نگفته بود.فقط به جیمین ...

پروانه جان

رمان: دوست پسرِ روانیپارت اول: سایه‌ی یک کابوسیک سال پیش…اون...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

رمان جونگ کوک

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

رمان :قرارداد سرنوشت

پارت یازدهم تو همین‌طور که با عصبانیت و قدم‌های بلند داشتی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط