my little monster 11

وقتی می‌خواستم بپیچم، گاز دادم و پیچیدم تا کنار ماشین تهیونگ باشم، اما اون ماشینش رو جلوی من آورد. من هم عقب نکشیدم، جا باز کردم و کنارش ایستادم.
با دستم براش بای بای کردم و گاز دادم رفتم سمت خط پایان، ولی دوباره کنارم اومد.

همه داشتن جیغ می‌زدن و می‌خواستن ببینن کی برنده می‌شه. از مانیتور دیدم چرخ ماشینش یه خورده جلوتر بود، پس تا آخر گاز دادم و رسیدیم خط پایان.

ترمز زدم، کمی موندم تو ماشین تا سرگیجم آروم بشه، بعد پیاده شدم. مردم دورمون جمع شده بودن و همه از داور می‌پرسیدن که کی برنده شد.
کیم تهیونگ که زودتر پیاده شده بود گفت:

-راستش دلم نمی‌خواست بهت بگم، ولی دست فرمونت عالی بود

نمی‌خواستم بعد امروز باهاش حرف بزنم، ولی برای تلافی اون حرفش گفتم:

-برای له کردن بعضیا عالیه.
(همون حرفی که چند پارت پیش بهم زده بود.)

قیافه‌ش خیلی جالب شده بود، کلی خندیدم تو دلم.

بعد از داور پرسیدم:

-کی برنده شد؟

داور با هیجان گفت:

-باورم نمی‌شه این دوباره بعد این همه سال اتفاق افتاده، باید فیلم رو آهسته کنیم.

لیزا شوکه شد و گفت:

-چیییی؟!

همون موقع مارکو با سرعت اومد و جلوی من ترمز زد.
لیزا بهش گفت:

-چته روانی؟

مارکو عصبی پیاده شد و رفت پیش دوستاش.
ما هم رفتیم سمت کامپیوتر. داور نشست و فیلم رو چند بار نگاه کرد. بعد پرسیدم:

-چی شد؟

خندید و گفت:

-بیا بریم جلوی جمع اعلام کنیم.

تهیونگ کلافه شد و جلوتر از همه حرکت کرد. بعد آماندا و داور رفتن، من و لیزا هم رفتیم دنبال‌شون.

توی راه لیزا گفت:

-وقتی لکسی اومد، مدام غر می‌زد و بد و بیراه می‌گفت. داشتم جلوی خودمو می‌گرفتم که بهش مشت نزنم!

گفتم:

-چیزیش که نشده بود؟

لیزا دستشو بالا برد و گفت:

-اون عمراً چیزیش بشه. راستی تو چرا سمت چپ پیچیدی؟

گفتم:

-تو و مکس چرا گفتین اگه چپ برم تقلب حساب می‌شه؟

گفت:

-که خودتو نکشی احمق! کلی استرس کشیدم.

گفتم:

-خب حالا که چیزی نشد.

داور فیلم آهسته شده‌ی حرکت ماشین‌ها رو روی مانیتور نشون داد و همه بهش زل زده بودن، تا رسید به جایی که چرخ‌ها از خط عبور کردن...
دیدگاه ها (۱)

⚖وکیل من ⚖پارت ۱ — اتهام هوا رو به تاریکی می‌رفت.جنی پشت فرم...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

### A Shadow Named You### سایه‌ای به نام تو### P.13(روایت از...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۰ پارتویو اتوقتی وارد سالن...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

مافیای من

برده عمارت جئون

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت دهم | نشانه های خون اشامییونگی فوراً به...

ترکم نکن

سناریو نیما نیواد و مهمد وقتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط