همه جا تاریک بود و فقط صدا های عجیب میومد
همه جا تاریک بود و فقط صدا های عجیب میومد
تهیان.جیغغغغ عوضیا منو به چه حقی آوردین اینجا
تهیان. هویییی مگه نمیشنوین؟(داد)
تهیان. کمممممممممممممک هویی مگه کرین بیاین اینجا
یهو یکی اومد تو اتاق سه برابر من بود مرتیکه غول
تهیان. هویی مرتیکه غول بیا اینجا ببینم چرا منو آوردین اینجا؟
مرد. بهتره زیاد داد و بیداد نکنی جناب جکسون عصبی میشن
تهیان. تو کی جکسون کیه من اینجا چیکارم جوابم و بدهههه آشغال
مرد. من زیر دست رئیس مافیای کانادا هستم برای کشوندن تهیونگ اومدی اینجا ولی اگر رو مخم بری اجازه دارم هرکاری باهات بکنم
تهیان. هر هر هر مثلا چه کاری؟
مرد. نشونت میدم
تهیان. نشونت میدم گگگگ(اداشو درآورد)
مرد رفت یه شلاق آورد و باهاش ور میرفت
مرد. با این شلاق ۱۵۰ بار میزنمت خودت میشماری اشتباه بشماری از اول اگر هم بی ادبی کنی فضولی کنی با شوکر برقی به خدمت میرسم
تهیان.گوه میخوری اگر داداشم بفهمه تیکه تیکت میکنه مرتیکه خر
مرد. مگه نگفتم حق بی احترامی نداری خفه شووووو
تهیان. به تو چه دهن خودم هر چقدر بخوام حرف میزنم
مرد شروع کرد به زدن و به من میگفت بشمارم ولی من فقط بی صدا گریه میکردم و یه کلمه از دهنم بیرون نمیومد لباسام پاره و خونی شده بود حتی از درد نمیتونستم تکون بخورم ته منتظرتم لطفا بیا
از زبان تهیونگ
هاوین زنگ زد گفت که تهیان و بردن خیلی عصبانی شدم اگر برم زندشون نمیذارم تهیان خواهر کیم تهیونگ پیش خودش چی فکر کرده به بدترین شکل ممکن میکشمشون عوضیا در بکر بودم که کوک صدام کرد
کوک. تهیونگ ... تهیونگ به چی فکر میکنی؟
ته. اگر برم همشون و میفرستم اون دنیا
کوک. اگر بکشیشون چه طوری میخوای پولا و اسلحه هاشون و برداریم؟ مگه نمیدونی اونا اا لحطه آخر بابد زنده بمونن
ته. اونا تهیان و دزدیدن کوک میفهمی؟
کوک. تو فقط حمله میکنی و تهیان و برمیداری و میای
ته. جونگکوک خان پیش خودت چ فکری کردی؟ اونا منو میشناسن قطعا بخاطر من تهیان و بردن من چه طوری برم؟
کوک. پس...پس من میرم تهیان و میارم
ته. اونا منو میخوان یه بلایی سرت میارن نمیشه
کوک. هیچ گوهی نمیتونن بخورن امشب ساعت ۱۲ حمله میکنم
ته. ممنونم جونگکوک وقتی تهیان سالم ب گشت جبران میکنم
کوک. هه یه زمانی داداش هم بودیم دا..دا..ش
کوک و بغل کردم واقعا قبل از اینکه دشمن بشیم مثل داداش بودیم خیلی باهم خوب بودیم و جونمون و برای هم میدادیم
ته. ممنونم که هستی داداش
کوک. خوشحالم که بازم میتونیم باهم خوب باشیم.
ته. منم
هاوین. خوب خوب فعلا داداش بازی و ول کنین تهیان و چیشد؟
کوک. خوب نقشه اینه............................................................
هاوین. اووووووو آفرین داداش برو تو کارش😉
تهیان.جیغغغغ عوضیا منو به چه حقی آوردین اینجا
تهیان. هویییی مگه نمیشنوین؟(داد)
تهیان. کمممممممممممممک هویی مگه کرین بیاین اینجا
یهو یکی اومد تو اتاق سه برابر من بود مرتیکه غول
تهیان. هویی مرتیکه غول بیا اینجا ببینم چرا منو آوردین اینجا؟
مرد. بهتره زیاد داد و بیداد نکنی جناب جکسون عصبی میشن
تهیان. تو کی جکسون کیه من اینجا چیکارم جوابم و بدهههه آشغال
مرد. من زیر دست رئیس مافیای کانادا هستم برای کشوندن تهیونگ اومدی اینجا ولی اگر رو مخم بری اجازه دارم هرکاری باهات بکنم
تهیان. هر هر هر مثلا چه کاری؟
مرد. نشونت میدم
تهیان. نشونت میدم گگگگ(اداشو درآورد)
مرد رفت یه شلاق آورد و باهاش ور میرفت
مرد. با این شلاق ۱۵۰ بار میزنمت خودت میشماری اشتباه بشماری از اول اگر هم بی ادبی کنی فضولی کنی با شوکر برقی به خدمت میرسم
تهیان.گوه میخوری اگر داداشم بفهمه تیکه تیکت میکنه مرتیکه خر
مرد. مگه نگفتم حق بی احترامی نداری خفه شووووو
تهیان. به تو چه دهن خودم هر چقدر بخوام حرف میزنم
مرد شروع کرد به زدن و به من میگفت بشمارم ولی من فقط بی صدا گریه میکردم و یه کلمه از دهنم بیرون نمیومد لباسام پاره و خونی شده بود حتی از درد نمیتونستم تکون بخورم ته منتظرتم لطفا بیا
از زبان تهیونگ
هاوین زنگ زد گفت که تهیان و بردن خیلی عصبانی شدم اگر برم زندشون نمیذارم تهیان خواهر کیم تهیونگ پیش خودش چی فکر کرده به بدترین شکل ممکن میکشمشون عوضیا در بکر بودم که کوک صدام کرد
کوک. تهیونگ ... تهیونگ به چی فکر میکنی؟
ته. اگر برم همشون و میفرستم اون دنیا
کوک. اگر بکشیشون چه طوری میخوای پولا و اسلحه هاشون و برداریم؟ مگه نمیدونی اونا اا لحطه آخر بابد زنده بمونن
ته. اونا تهیان و دزدیدن کوک میفهمی؟
کوک. تو فقط حمله میکنی و تهیان و برمیداری و میای
ته. جونگکوک خان پیش خودت چ فکری کردی؟ اونا منو میشناسن قطعا بخاطر من تهیان و بردن من چه طوری برم؟
کوک. پس...پس من میرم تهیان و میارم
ته. اونا منو میخوان یه بلایی سرت میارن نمیشه
کوک. هیچ گوهی نمیتونن بخورن امشب ساعت ۱۲ حمله میکنم
ته. ممنونم جونگکوک وقتی تهیان سالم ب گشت جبران میکنم
کوک. هه یه زمانی داداش هم بودیم دا..دا..ش
کوک و بغل کردم واقعا قبل از اینکه دشمن بشیم مثل داداش بودیم خیلی باهم خوب بودیم و جونمون و برای هم میدادیم
ته. ممنونم که هستی داداش
کوک. خوشحالم که بازم میتونیم باهم خوب باشیم.
ته. منم
هاوین. خوب خوب فعلا داداش بازی و ول کنین تهیان و چیشد؟
کوک. خوب نقشه اینه............................................................
هاوین. اووووووو آفرین داداش برو تو کارش😉
- ۸.۶k
- ۲۴ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط