افسر عراقی تعریف می کرد :

افسر عراقی تعریف می کرد :
یه پسر بچه رو گرفتیم که ازش حرف بکشیم.
آوردنش سنگر من. خیلی کم سن و سال بود.
بهش گفتم: " مگه سن سربازی توی ایران هجده سال تمام نیست؟"
سرش را تکان داد. گفتم:" تو که هنوز هجده سالت نشده! "
بعد هم مسخره اش کردم و گفتم: "
شاید به خاطر جنگ ، امام خمینی کارش به جایی رسیده که دست به دامن شما بچه ها شده و سن سربازی رو کم کرده؟ "
جوابش خیلی من رو اذیت کرد. با لحن فیلسوفانه ای گفت :
"سن سربازی پایین نیومده ، سن عاشقی و غیرت پایین اومده
دیدگاه ها (۲)

#چندخاطره🔸واو به واو این خاطرات شهیده واعظی بسیار خواندنی اس...

ریدم این اهنگه چقدر به ایچیگو میاد_😭✨چقدر امروز عن بود چقدر ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶سالن خلوت شده بود.صدای...

الماس زیبای من part⁴آجوما بانگرانی سمتم اومد و گفت دخترم چی ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده میپرسی💜پارت۳(l...

عشق بی رحم (ویژه)

پارت ۴ (سرنوشت)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط