تو عاشق خندان لبی من بی دهان خندیده‌ام ...

من با صدایِ نفس کشیدنت
هم عاشقی می کنم...
حتی اگر آرام و بی صدا،
خودم را بگذارم در دست‌هات
و بروم! حتی وقتی از کنارت رد شوم،
برای پرت نشدنِ حواست
بویِ تنت را پُک بزنم...
نه! تو را با هیچ چیز عوض نمیکنم!
حتی با زندگی...
دیدگاه ها (۰)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت دو---دست‌بندهای پلاستیکی از مچ‌هات باز شد، اما قبل از ا...

پرنسس ناخواسته

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

ℙ𝕒𝕣𝕥 𝕋𝕨𝕠 | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌Season Two | ᴘᴀʀᴛ ³ 🖤«از این جا به بعد...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط