🖇فراز و نشیب 🖇

پانیذ: برو بیرون نمیخوام تبسم بیدار بشه
ممد : عشقم قوربونت برم چی شده
پانیذ: برو بیرون
ممد : اگه آشتی کنی فردا میبرمت پاساژ لباس بخر

پانیذ: قول ؟
ممد: قول

________________________________________

متین: در زدم که
نیکا : دیا جون تویی ؟
متین : صدامو عوض کردم و گفتم : عشقت اومده
نیکا: دیا به خدا اگه بخوای مسخره کنی
متین : باز کن
نیکا: درو باز کردم که
متین : عشقم درو نبند بگم
نیکا : متین خیلی کثافتی حداقل برام یه شاخه گل میخریدی

متین : عشقم تو آشتی کن فردا میبرمت هرچی خواستی بخر

نیکا : قسم بخور
متین : به جون خودم راس میگم
نیکا : بیا تو خاک تو سر

______________________________________
مهراب: یهو درو باز کردم و رفتم تو مهشاد پشتش به من بود آروم رفتم جلوتر و دستمو گذاشتم و بغلش کردم

مهشاد: م...مهر....مهراببب

مهراب : خوبی عزیزم
مهشاد : بزارم رو تخت
مهراب: چشم
مهشاد: مهراببببب گمشوووووو
مهراب : عشق من کیه ؟
مهشاد: برو گمشو که تا وقتی اون لباس رو نخریدی خبری نیس
دیدگاه ها (۱۱)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part27دیگه نمیکشیدم همونجا جلوش زانو زدمو دست...

رمان عشق ممنوع

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

اجبار به بدبختی پارت ۳۰

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت»به خونه رسیدیم ، هو...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۵----------------------------------------⭐🌕...

کپشننننننن🎀😌دوردونه سکسی🤤📵پارت هفت ضربه های محکمی به در کلبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط