رمان زیبای عذاب کشیده من

p³⁰

کوک : شما دارید چی پچ پچ میکنید؟!
ع ک : هیچی..بریم سر تمرین ها..خب خانوم ات شما اینو بردارید اولش رو با این شروع کنی خیلیه
ات : وزنه کوچیک...اه ام...ببخشید ها آقای محترم ولی من ۸ سال باشگاه کار کردم.. و ۵ سالم دفاع شخصی
کوک : جاننننن...واقعااا.. یعنی تو روی هم رفته ۱۳ سال ورزش انجام دادی؟!
ات : ارع دایی هلن ..اونم ی باشگاه داشت ک الان داداشش اداره می‌کنه
ع ک : عااا..چون جست ضعیف بود گفتم شاید تا حالا دست به وزنه اینو نزدی
ات : نخیرم زدم خوبشم زدم... من مدال دارم
کوک : مداللل
ات : آره حاجی چی فکر کردی... پوزخند...
کوک : ایول حاجیی
بعد کلی ورزش و...ویو خونه
ات : رسیدیم خونه رفتم سمت اتاق...۲ یه دوش ۲۰ مینیچه رفتم و لباس‌های راحتیمو پوشیدم و موهامو خشک کردم.. داشتم لودین پوستیمو انجام می‌دادم که کوک اومد تو...عام کاری داری؟!
کوک : ...

بنده برم ناهار بخورم شاید بعداً باردار بعدی رو گذاشتم در ضمن بهتونم بگم که توی رمانمون شاید ۵ پارت اینا مونده باشه دیگه آخراشه 😭💔
دیدگاه ها (۲)

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

پنهان عشق

╭─────────────── 🥀 ───────────────╮✦ پارت ۵۹| چیزی که آت انت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط