هیچڪس نمیداند

هیچڪس نمیداند
من دخترے بودم
با موهاے بافتہ در ابتداے روایتم و چشمانے بہ رنگ هیچڪس دوختہ بہ لبخند امروزم
انقدر سرم باد داشت ...
ڪہ موهایم را رشتہ رشتہ برد....
دیدگاه ها (۳)

🌟 معرفی شخصیت‌های رمان «دو شاهزاده، یک قلب» 🌟👑 پارک جیمین (ش...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

بهار بدون تو

چند پارتی (درخواستی)

𓆩 پارت ۶۸ 𓆪 🖤ات با ناباوری به مرد خیره شد.— تو از کجا منو می...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

اسم فیک | THE SICK DOLLبیمارترین مرد تیمارستان، کسی بود که ه...

چند پارتی بازی ممنوع

عاشقانه های شبنم

تک پارتی ار تهیونگ روی پشت‌بامِ استودیو نشسته بودیم. بادِ خن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط