پارات [23]

پارات [23]
ا/ت:فقط رنگه مشکی باشهه هااا
تهیونگ:نه پس میام رنگ زرد میگیرم برایه عروسی (پوکر فیس میشه)
ا/ت:(میخنده)
تهیونگ:خب اینو برمیدارم
ا/ت:باشه
تهیونگ خریدش و از مغازه اومدن بیرون.......
تهیونگ:ا/ت
ا/ت:هوم؟
تهیونگ:میگیم که گل عروسی رز قرمز بگیریم دیگه؟؟؟؟
ا/ت:اوم اره
تهیونگ:باشه
ا/ت:(لبخند میزنه)
تهیونگ:میگم که امشب بیا دوباره بریم بار میخوام یکی از دوستامو نشونت بدم
ا/ت:اوم باشه
تهیونگ:خب بریم خونه آمادشیم دیگه؟؟
ا/ت:اره بریم خلاصه

رفتن خونه
ا/ت رفت دوش گرفت اومد بیرون بعدش تهیونگ رفت ا/ت گیریم لایت کرد
تهیونگ اوند بیرون لباس پوشیدن ...
ا/ت:تهیونگ
تهیونگ:بله دخملی
ا/ت:خوبه؟
تهیونگ:عالیه فقط اونجا فقط به من بچسب زیادی کوتاهو بازه
ا/ت:اوکی
خلاصه رفتن سوار ماشین شدن رسیدن بار
تهیونگ:بریم تو
ا/ت:باشه
رفتن تو...


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۴)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

My Boy❄

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت چهارمحدود یک هفته از آخرین دیدارشان گ...

only patient p4

part42+باشه چن دقیقه نگذشت که بابایه نیلا از اتاقش اومد بیرو...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

ادامه قبلی

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط