رقاص مرگ 21پارت

✈️فرودگاه✈️

از دید نویسنده:
وقتی که وارد فرودگاه شدن همه کارکنان فرودگاه ادای احترام کردن و سریع یک خلبان فوق العاده رو مسئول اونجا کردن.

از کره تا تایلند ⑤ساعت و ⓪④دقیقه طول میکشه🛫

هنوز 20دقیقه نشده بود که کوک نگران ات شده بود اما میدونست این به نفع همه هست
اگه ات با کوک باشه هر روز در خطره
و کوک هم میدونه که همین الانشم توی دردسره چون لیا هنوز درخواست طلاق نداده و این یعنی ....

۳ساعت بعد🧸
±وااای خسته شدممم
♛منم خسته شدم میرم روی پرونده کا کنم
±بزار منم بیام
♛اوکی
#کوک حالت بهتره؟
_اره اوکیه
#خوبه ، کوک راستش میخواستم درباره یه چیزی صحبت کنیم..
_ درباره چی؟
#لیا
_ایششش مرد من میدونم میخوای چی بگی اینکه برگردم.. اوکی برمیگردم
#واقعا؟
_اهوم برای اینکه فراموشش کنم ات رو اره انجام میدم
#افرین کوک خوب شد عقلت امد سر جاش
#کوک
_؟
#نظرت چیه ات رو بدی به خانوادش؟
_نــ.. نمیدونم
#به نظر من بهترین کار اینه
_فکر کنم راست میگی اینجوری هیچ وقت نمیبینمش
#اهوم..















پایان☺️🧸🫂
دیدگاه ها (۸)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

حدود نیم ساعت گذشته بود.بارون هنوز شدید می‌بارید و هر چند دق...

#برادر ناتنی من

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

پارت 43 رمان عشق مدرسه ای ات: باشه حالا توهم و دوباره ات و ه...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط