وحشی نبودم تا تو رامم کرده باشی

وحشی نبودم تا تو رامم کرده باشی
آهو نه..تا پابند دامم کرده باشی
 
من پخته بودم ، پخته بودم ، پخته بودم...
جز اينکه با يک عشوه خامم کرده باشی
 
مديون قدری آب و مشتی دانه يکروز
مثل کبوترهای بامم کرده باشی
 
يادم نمی آيد جوابم داده باشی
يادم نمی آيد سلامم کرده باشی
 
با تو همين اندازه شيرين بود اگر بود ــ
زهری که با حرفی به کامم کرده باشی
 
ميسوزم و دود مرا می بلعی...آنوقت
له ميکنی وقتی تمامم کرده باشی
 
حالا چطوری من حلالت کرده باشم
وقتی تو اينطوری حرامم کرده باشی؟
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

چند پارتی

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۸سرعت زیادش رو کنتر...

شاهکاری به نام دروغ

رمان انتقام ازدواج کامل

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

وحشی نبودم تا تو رامم کرده باشی آهو نه،تا پابند دامم کرده با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط