{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغضے بزرگ گلویش را گرفته بود...

بغضے بزرگ گلویش را گرفته بود...
آمده بود گلایه ڪند😓
اما همین ڪه رسید
قلبش آرام گرفت😌 ...
اینجا غصه هـا
اجازه ورود بہ حرم را ندارند!😇
   
‌
#السلام_علیڪ_یاعلےبن_موسےالرضا
#فقط_بطلب💔
دیدگاه ها (۴)

𝖕𝖆𝖗𝖙5عمارت جونگ کوک در شمال شهر بود.بزرگ‌تر از عمارت آقای کا...

فاصله یک لبخند تا جنون

🚩 در جمهوری آذربایجان، دختر یک شهید جنگ قره‌باغ به‌دلیل داشت...

🦢 پارت سی‌وپنجم | برای همیشهیک سال بعد...صدای موسیقی از سالن...

LESSON

از دشمنان تا عاشقان

پرنسس ناخواسته

دریاچه خونین : پارت 1صدای در به صدا در آمد. خدمتکار : اجازه ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐چند روز بعد، صدای اسب‌ها در ح...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط