Rz prpr ¹¹

Rz prpr ¹¹

تلفن رو که قطع کردم تهیونگ گفت: داداشت بود؟

کوک: آره خیلی دوسش دارم ته ته رفته بود پاریس قراره فردا برگرده

تهیونگ: خیلی بهم وابسته این؟

کوک: آهوم

تهیونگ لبخندی زد و تو دلش برای انجام نقشش مصمم شد

کوک: عع ته ته نگا بارون گرفته بریم بیرون قدم بزنیم؟

تهیونگ: چه جالب چجوری وسط تابستون بارون گرفته؟

کوک: بارون تو تابستون به معنی بخشش و شروعی دوبارست معمولا وقتی فردی بجای انتقام بخشش رو انتخواب می‌کنه بارون میاد برای همین خیلی کم پیش میاد تو تابستون بارون بیاد

تهیونگ چند لحظه به فکر فرو رفت حرفای کوک حسابی روش تاُثیر گذاشته بود

کوک: ته ته بریم؟

تهیونگ: باشه عزیزم بریم

هردو از ماشین پیاده شدن کوک خندید و گفت : من عاشق بارونم

تهیونگ: زیاد بیرون نمی مونیم ممکنه سرما بخوری

کوک: تهیونگ میدونستی خیلی دوست دارم

تهیونگ: منم دوست دارم خرس عسلیم ( خودشم خوب میدونست که اینطور نیست)

اونروز خیلی به کوک خوش گذشت شب از تهیونگ خدافظی کرد و رفت خونه

کوک: سلام جینی من اومد....

حرفش با دیدن جین که رو زمین نشسته بود و گریه میکرد قطع شد
دیدگاه ها (۲۱)

شاگرد لوس من

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

لیا : چی بگم والا من میرم حاضر رشم کوک : وایسا منم میام لیا ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

گل خونی پارت 54@ باشعتهیونگ و جونگکوک رفتن تهیونگ بیرون وایس...

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط