_سناریو_

وقتی فقط تو و اون تو خونه هستید و تو سوسک میبینی و میترسی میری بغلشون و بهشون میگی برو سوسک رو بکش ولی اعضا باهات قهرن ( به عنوان خواهر کوچیکتر ) _+درخواستی+_
_____________________
نامی(سوسکو میکشه)حالا که کشتمش دیگه برو تو اتاقت!
_____________________
جین(بهت میخنده)باشه بابا میکشمش..
ا.ت:خب بکشش دیگه رفت توی جورابم(بلند)
______________________
یونگی(خواب بود)چیه باز چیشده؟(عصبی)
ا.ت:یدونه از این سوسک پر دارا داره تو خونه راه میره..
یونگی:خب بزار راه بره..
______________________
جیهوپ(جیغ میزنه)نترس همه چی تحت کنترله!
ا.ت:......
سوسکه:.......
_______________________
جیمین:باشه میکشمش ولی تا فردا از تو اتاقت بیرون نمیای وگرنه میندازمش تو یقت:/
_______________________
تهیونگ:عییی چقدرم زشته ها..
ا.ت:آره خیلی..
تهیونگ:بندازمش روت؟
ا.ت:نههههه(بلند)
________________________
جونگ کوک(سریع میکشش)خیلی خب دیگه نترس ا.ت
ا.ت(بوسش میکنه)مرسی هیونگم:)
جونگ‌کوک:ایندفعه ام خر شدم..‌.
_________________________
چطور بود؟لایک و کامنت یادت نره آرمی;)
#سناریو
@cruella17
دیدگاه ها (۲۰)

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط