{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند که در شهر تو بازار زیاد است

هرچند که در شهر تو بازار زیاد است
باید برسم زود، خریدار زیاد است

من دربه‌در پنجره‌ فولادم و دیری‌ست
بین من و آن پنجره دیوار زیاد است

آن‌قدر کریمی که بدهکار تو کم نیست
آن‌قدر کریمی که طلبکار زیاد است

پاییز رسیدم به حرم، با همه گفتم
این‌جا چقدر چادر گل‌ دار زیاد است

با بار گناه آمده‌ام مثل همیشه
با بار گناه آمدم این بار زیاد است

گندم به کبوتر بدهم، شعر بگویم
آخر چه کنم در حرمت؟ کار زیاد است

نوروز به نوروز، محرم به محرم
سرمست زیاد است، عزادار زیاد است

هر گوشه ایران حرم توست که با تو
همسایه دیوار به دیوار زیاد است

از دور سلامی تو و از دور جوابی
این فاصله انگار نه انگار زیاد است

آن شب که به رؤیای من افتاد مسیرت
دیدم چقدر لذت دیدار زیاد است

در خواب، سر سفره اطعام تو گفتی
هر قدر که می‌خواهی بردار، زیاد است...
#علیرضا_قنبری
دیدگاه ها (۳)

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۸: سکوتِ ناگفته‌هاسوآ هنوز همون‌جا ایستاد...

پارت شش

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

dark life = 21

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁷...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد.ا...

صدای شلیک

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۹بعد از اعتراف ، رابطه‌ی هان و مینهو ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط