Demon Is My Safe Place | P2 /آخر

- ازت متنفرم چون با رفتنت از هم می‌پاشم و دوباره به همون روح پوچ و مزخرفی تبدیل می‌شم که زمانی نجاتش دادی.
در حالی که با صداقت کامل کلمات رو بیان می‌کرد، بی‌اختیار اشک ریخت و به چشم‌های متعجب مرد خیره شد.
چان با چهره‌ی شکسته‌ای گفت و نگاهش رو از مینهو دزدید. چطور یه فرشته از موجود مزخرف و بی‌ارزشی مثل اون خوشش می‌اومد؟
- از این‌جا برو، مین. می‌دونی که الان خیلی دیره. حتی اگه احساساتت رو قبول کنم، کاری از من برنمیاد.
با صدای آرومی لب زد و چشم‌هاش رو با غم عمیقی بست که هیچوقت حسش نکرده بود. حتی تاریخ اعدامش هم مشخص شده بود پس چطور باید به احساسات پاک فرشته‌ی مقابلش جواب می‌داد؟
مینهو عقب کشید و خنده‌ی بلندی از سر عصبانیت سر داد. واژه‌ی دلشکستگی رو بارها از انسان‌ها شنیده بود ولی باوری بهش نداشت‌. حالا داخل این سلول نمناک ایستاده بود تا در هم شکستن روحش رو برای اولین‌بار در طول زندگیش تجربه کنه.
- بعد از مراسم، تیکه‌‌های روحت رو جمع و به خدا التماس می‌کنم بهت یه شانس دیگه برای زندگی کردن روی زمین بده. وقتی به عنوان یه انسان متولد شدی، مراقب خودت باش چون هر کاری می‌کنم که تاریخ مرگت جلو بیفته تا دوباره توی آسمون‌ها ملاقاتت کنم.
با چهره‌ی سردی لب زد و قبل از فرار کردن از این مرداب ترسناک، مرد رو با تمام وجود به آغوش کشید. قسم می‌خورد این کار رو با وجود تمام سختی‌هاش انجام بده و تا ابد در انتظار ملاقات دوباره‌ی معشوقش بمونه.
- من صبورم ولی زیاد منتظرم نذار، کریس. یادت باشه تو مکان امن من هم هستی.
دیدگاه ها (۰)

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 16ظهر ـ عمارت مینهولونا روی مبل نشس...

dark life = 39

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

ادامه پارت ۷۴

وقتی پریود میشه part 1

درخواستی

پارت ۶۲

تکپارتی: این بار دیگه کوتاه نمیامLee Minho × You | محافظتی،...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p87شاخه‌های سرو در باد آروم تکون می‌خورد...

شاید جالب باشه بدونید این چهره‌ی مظلومی که رسانه‌های سطلیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط