هوا بعد رفتنت طوفانی شد...

هوا بعد رفتنت طوفانی شد...
دیدی؟...
بعد از دیوانگیت هوا هم دیوانه شد...
زد به سرش...
کل شهر را به هم ریخت...
همانگونه که تو شهر قلب مرا به هم ریختی...
هوای شهر طوفانی شد...
مث هوای قلب من...
بعد از آن طوفان دیگر در این شهر سنگ روی سنگ بند نشد...
مث آن طوفانی آن روز در قلب من ایجاد کردی...
میدانی کدام روز؟...
همان روز که برای اولین بار دیدمت...
طوفانی که باآن وارد قلبم شدی...
از آن روز دیگر سنگ روی سنگ این قلب بیچاره بند نشد...
همان روز که من عاشقت شدم...
چ طوفان دلنشینی بود...
با تمام طوفان هایی که دیده بودم فرق داشت...
دوستش داشتم...
میخواستم هیچ وخت تمام نشود...
ولی شد...
با یک طوفان دیگر تمام شد...
طوفانی سهمگین که خانه آرزوهای قلبم را فروریخت...
این طوفان با آن اولی فرق داشت...
دیگر دلنشین نبود...
این طوفان رفتنت بود...
آمدنت با طوفان بود...
و رفتنت هم با طوفان...
ولی افسوس...
این کجا وآن کجا...
#نوشته_خودم
#آیلی_نویس
#کپی_نکن
#do_not_copy
دیدگاه ها (۱)

#حکایت_قدیمی حکایت مسافران دنیا در روز حسرتمیگویند در قدیم ک...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

▪️یک قطعه از تربت را به امواج سیل افکندم و لحظاتی بعد سیل بن...

𝖕𝖆𝖗𝖙1پادشاهی سلستیا، سرزمینی که اقیانوس‌ها آن را در آغوش گرف...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

چند پارتی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

پارت ۲۷ هواپیمای سئول بالاخره به زمین نشست. وقتی حسنا پله‌ها...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط