زندگی دوباره

پارت ۶
کای و کایا هائوری ها رو پوشیدن.
کای: هی اینو ببین چه خوشگله!
کایا: البته. سلیقه بابا حرف نداره
هانا هم دوتا جعبه دیگه گذاشت جلوشون: اونا کادوی باباتون بود. اینا هم کادوی منه.
کای و کایا یه نگاه به جعبه ها انداختن و بازشون کردن. کفش بود. سفید با ستاره های آبی و صورتی. مثل هائوری هاشون. یه دکمه پشتش داشت که اگه میزدی اسکیت میشد.
کای: عرررررررررر برگانمممممم
کایا: عررررررر پشمانممممممم
و کفشاشونو پاشون کردن. رسما استایل ستاره ای زده بودن. تولد تموم شد. دوما و هانا و بچه ها از کافه اومدن بیرون و به سمت خونه راه افتادن. یهو یه چیزی توجه کایا رو جلب کرد: هی گیو(راستی یادم شد. بعضی اوقات به اسم قبلی همو صدا میکنن. البته وقتی تنها آن یا کسی نمیشنوه) اون چیه؟
کای برگشت سمت خواهرش. رد نگاهشو گرفت و رسید به یه سیاهی بزرگ روی دیوار. همه با خیال راحت از جلوش رد میشدن جوری که انگار هیچی اونجا نیس. انگار هیچکس اونو نمیدید.
کایا دست کای رو گرفت: بیا بریم ببینیم چیه.
کای و کایا رفتن سمت اون چیز سیاه روی دیوار که یهو پرت شدن داخلش. از اونور دوما و هانا که داشتن صحبت می‌کردن سمت بچه ها برگشتن ولی دیدن جا تره و بچه نیس! میزان شوکه شدن و ترسشون غیر قابل توصیف بود. اصن بچه ها کدوم گوری رفتن؟
و اما جای بچه ها...
کای یهو جیغ کشید: عااااااااااا من مردممممممم نههههه
کایا هم جیغ فرابنفش تر کشید: عاااااااااااااا سلام بهشتتتتتتتتتتتت
یهو جفتشون ساکت شدن و همو نگاه کردن. جیغ هاشون با هم ترکیب شد و جیغی فرا تر از جیغ فرابنفش کشیدن: عااااااااااااااااااا تووووو همممممممم مرررررررررردییییییییییییی
و پس از اتمام جیغ ها...
کای: اینجا کجاس؟
کایا: چیشد که مردیم؟
کای: رفتیم تو اون سیاهیه بعدش هم پخ پخ شدیم
کایا گوشیشو در آورد: عاااااااا آنتن ندارمممممممممم
کای: یعنی چیییییییییی
کای هم گوشیشو در آورد: =_=
و گوشی ها در همون لحظه:😃
کای آهی کشید: هیچ وقت انقد از بهشت اومدن بدم نیومده بود...
کایا: 👁👄👁
آنتن وجود نداشته: 👁👅👁
یهو یه صدایی شنیدن: برینننننننننن کنارررررررررررر
به سمت صدا برگشتن: یا زهرای بی فاطمه
کایا: جیغ کی بود؟
کای: هر کی بود مرد👁👄👁
کایا: استغفرالله برادر آدم باش این چه حرفیه؟ باید بگی شهید شد
کای: &_&
کایا: حالا واقعا چی بود؟
همون لحظه یه چیزی دوید سمتشون. یه چیز خاکستری و لباس های پاره پوره پوشیده به سمتشون میومد.
کای: ای بر پدر موزان! شیطان تو بهشت چه غلطی میکنههههههههههه
کایا: به خدا اگه بدونم
شیطان دوید سمتشون و یکی هم پشت شیطانه داشت میدوید.
کای یه شمشیر برداشت و رفت سمت شیطان و سرشو قطع کرد.(شمشیر از تو حلق من در آورد؟) کایا هم شروع کرد به دست زدن: اووووووو افرینننننن
اونی که پشت شیطانه بود با نفس نفس رسید: ش.... ما.... خو.... بین..... طوری..... تون..... نش..... د؟؟ (نقطه ها نفس زدنه)
کای: نه داداش ما خوبیم. تو کی ای؟ این شیطانه اینجا چه گوهی می‌خورد؟
پسره: آه.. متاسفم حتما خیلی شوکه شدین. اسم من کوهارا س(از خودم در آوردم به روم نیارین🗿) من از سپاه شیطان کش هستم. این شیطان هم از دستم فرار کرد و اومد اینجا که شما کشتیدش. ولی، از کجا یاد داشتین که بکشینش؟
کای شونه بالا انداخت و طلبکارانه گف: احیانا نباید به جای سوال پیچ کردن ما توضیح بدی چرا این شیطان از دستت در رفت؟ اگه ما نبودیم و یکی دیگه بود و طرف پخ پخ میشد چی؟
پسره هول شده گفت: اههه ببخشید واقعا متاسفم حواسم پرت شد و تو خطر افتادین واقعا متاسفممم
و در رفت
کایا: وااا این چش بوددددد؟؟
کای شونه بالا انداخت: والا خدا میدونه، ولی الان دیگه فهمیدم تو دنیای قبلیمونیم. ولی چرا با قیافه های خودمون؟
کایا آهی کشید: بیا بریم یه جایی پیدا کنیم بعد به بقیه ش فک میکنیم.
خلاصه این دوتا انقد همونجا وایستادن که زیر پاون علف سبز شد
کای در حالت تفکر: هرچی فک میکنم هیچی به ذهنم نمیرسه کجا گم و گور شیم
کایا در حال تفکر: چون مغز نداریم که، سیب زمینیه
آخر برداشتن رفتن تو جنگل یه جایی برا خودشون درست کردن.
کایا: من برم جنازه شم بای
کای: منم میرم پیش یار قدیمی مار✌️
کایا همونجا برگ جمع کرد و کپه مرگشو گذاشت کای هم رفت بالای درخت و در حالت ریلکس کردن به سر برد.
~~~~~~~~
خب خبببب اینم پارت شش امیدوارم خوشتون بیاید🤓
حمایت؟
#انیمه
#شیطان_کش
#زندگی_دوباره
دیدگاه ها (۱۳)

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۴ویو لیاـ لیا: چپ راستتو ببین...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

پارت ۳۳

کسخلان گروگان

رفتار سرد

𓆩 پارت ۳۷ 𓆪 🖤ات با شک به جیمین نگاه کرد.ـ «تو یه چیزی رو ازم...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۷ویو راوی نورا چن...

حاجی امروز رفتیم خونه دوست مامانم😐بهتون گفتم که میرم...بگذری...

چند پارتی جیمین پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط