آیدل جذاب من قسمت دوم:))

آیدل جذاب من قسمت دوم:))
زنگ درو زد و آقای بنگ بدون ذره ای درنگ درو باز کرد
! سلام تهیونگ جان اتفاقی افتاده ؟
+ آره خوبم ( لبخند فیک )
! ته به من نمیتونی دروغ بگی
+ جدی میگم حالم خوبه راست می
آقای بنگ خیلی سریع ته رو بغل کرد نزاشت حرف دیگه ای بزنه آفتاب به صورتش میخورد و باعث میشد اشکاش صورتش و براق تر از قبل کنن
! فقط بیا تو بزار با جونگ کوک تماس بگیرم شاید اون بتونه حالتو خوب کنه
از زبان تهیونگ ؛) البته معشوق ام می‌تونه با یه بغل بهترم کنه
+ باشه
( جونگ کوک _)
_ الو ؟ آقای بنگ حالتون چطوره؟
! ای پسره ی پر رو چند روزیه کجایی
_ عامم خب سرم شلوغ بود برای چی ؟
! چرا سراغی از ته نمی‌گیری ؟
_ چرا به خدا بهش زنگ میزنم دو روز پیش پیشش بودم
! راست میگه ؟
+ بله بخاطر اون نیست
! زود باش بیا دوست پسرتو ببر و بگردون خجالت نمی‌کشی حالش خوب نیست بعد تو لم دادی برای خودت ؟
_ حالش بده ؟ الان میام کجاست ؟
! خونه من زود باش بیا
+ ممنون ولی لازم نبود بهش زنگ بزنین
! باورم نمیشه نمیتونی حریف کوک بشی حالا خوبه دلبری بلدی
دیدگاه ها (۰)

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

رئیس دوست داشتنی من پارت دوازدهمصبح بود من به سرکار اومدم ته...

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

پارت چهارم

Heir of Light and Darknesspart : 9آقای کیم به جونگ‌کوک نگاه ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط