بگو کجایی اکنون؟

بگو کجایی اکنون؟
کجایی؟
کجای این‌ جهان مُدوّر؟
که فاصله‌ات
از هرکجا که هستی
تا من به قامتِ
یک عمر‌ حسرت است؟
❤❤❤
❤❤❤
مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:
کاری نداشتم که!
زنگ زده بودم صداتان را بشنوم...
ما هم که جوان و جاهل،
چه می‌دانستیم صدا با دل آدم چه می‌کند...

#صدایت_طنین‌انداز_دلبرِ_خوش‌صدام😍
#حالِ_من_خوب_است_اما_با_صدای_تو_بهتر_میشوم_جانم❤
#جمعه_۳_بهمنِ_۱۳۹۹
#۰۱:۰۱
دیدگاه ها (۳۵)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

چند پارتیپارت ۲چند پارتیتا زنگ کلاس به صدا دراومد، کتاب رو ا...

پارت سوم._*بیگناهان*_

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

پارت ۱

Two

مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:کاری نداشتم که!زنگ زد...

‍ مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:کاری نداشتم که!زنگ ...

مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:کاری نداشتم که!زنگ زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط