{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:

مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:
کاری نداشتم که!
زنگ زده بودم صداتان را بشنوم.
ما هم که جوان و جاهل،
چه می‌دانستیم صدا با دل آدم چه می‌کند..
دیدگاه ها (۲)

‏یه بیماری هم هست به اسم "برم پروفایلش رو چک کنم حالبد بشه ....

مینویسیدوستت دارم ارسال نمیکنی...ترس از این مضحک تر!؟آدمباید...

_____پارت⁷ نفرین کوچولو_____آن‌قدر در کوچه‌ها قدم زده بودم ک...

فکر می‌کنم مدتی‌ست علاج زندگی را پیدا کرده‌ام.«دوست داشتن غم...

Part⁵چشمامو باز کردم رو هوا معلق بودم دیدم داخل بغل جونگکوکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط