{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اوکی ولی باور دارین مایکی خیلی زیادی گنا داشت ؟درسته اون

اوکی ولی باور دارین مایکی خیلی زیادی گنا داشت ؟درسته اون لبخند میزد و شکست ناپذیر ولی اون از درون شکسته ! از اون سکانس فهمیدم که مایکی شب کریسمس یادگاری باجی تو گردنش بود .... اون به یاد باجی و داداشش داشت اون شب رو میگذروند..... خدایی خیلی گنا داشت
دیدگاه ها (۵)

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

سناریو از دشمنان تا عاشقان

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۷$کایرا شروع کرد به درست کردن ...

کسخلان گروگان

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

My lovely neighbor part : 56

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط