{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تازگیا مُـــد شُده میگَــن:

تازگیا مُـــد شُده میگَــن:

عِشــقِتو وِل کُــن اَگِـه بَرگَشت مالِ خُودِته

اَگِـه بَرنَگَشت اَز قَبلَ مالِ تو نَبودِه!

ـ مشتی مَگِـــﮧ دارے کَفتَربازی میکُنـے
دیدگاه ها (۱)

بیا رفیق بیا فقیرانه رفاقت کنیمثروتمندان طعم سیب زمینی سوخته...

حال دلقک ،چقدر دردناک بود !وقتی که برای تهیه یپول دفن مادرشب...

پدرو مادرمثل قند هستنچای زندگیت را کهشیرین کردنخودشان تمام م...

بعضی وقتا شیشه عرقت جلوته یه قلیونم کنارته ولی باز احساس میک...

فالورهای عزیزم دوستان گلم حمایت لایک بشه ممنونم

پارت بیست‌و سوم | راه فرودگاهپارک لاراهمه وسایل رو داخل ماشی...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒ویو اِریاصدای شلیک هنوز توی انبار می‌پ...

پارت ۴۰ لینا بعد از دعوا برگشت پیش سوفیا.سوفیا با تعجب نگاهش...

پارت ۳۵ بعد از شام، جین‌وو روی مبل لم داده بود و مشغول کار ب...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت نــه 𓆪 🖤🥀جیمین چراغ قوه‌ی گوشی‌اش ر...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وسوم 𓆪ات با تعجب به جیمین نگ...

عاشقت نیستم

پارت هفتم: نامی روی تیغه. صبح هنوز نرسیده بود که جونگکوک روی...

پارت ۴۱ آریانا با تعجب به جین خیره شده بود.ـ «اونا» یعنی کیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط