سناریو توکیو ریونجرز

خانم ها و آقایان خوش آمدید به ★سناریو درخواستی از توکیو ریونجرز★

موضوع:«دراکن و ا.ت.» (در واقع اینطوریه که دراکن عاشق ا.ت میشه... فکر کنید اِما وجود ندارهـ- 🤚🫪✋)

کاراکترها:«کــــــــــن ریــــــــــوگـــــــــــوجـــــــــــی.» (البته فقط ایشون داخل داستان نیست و بعضی از شخصیت‌های دیگه هم هستند.)
Part⁵

ــــــــــــــــــ 🎀 (⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠✧⁠*⁠。 🎀 ـــــــــــــــــ‌


بعد از اون درگیریِ بزرگ، همه رفته بودن خونه. فقط ا.ت و دراکن روی پشت‌بوم مونده بودن. باد ملایمی می‌وزید و غروب، آسمون رو به رنگ نارنجی درآورده بود. دراکن ساعت‌ها داشت فکر می‌کرد که چطوری باید احساساتش رو به ا.ت بگه، ولی وقتی بالاخره دهنش رو باز کرد، فقط گفت: «ا.ت… اون مشتی که به باجی زدی… بد نبود. یعنی خوب بود! ولی… دستت درد نگرفت؟ آخه من یه کم نگران… نگرانِ این بودم که مبادا… آخه… اِ… آسمون خیلی قشنگه، نه؟» (من وقتی می‌خوام با کـ&ـراشم صحبت کنم 🤚😂✋)

ا.ت با یه لبخندِ شیطنت‌آمیز بهش نگاه کرد و گفت: «دراکن-کون، تو از همون موقعی که باجی رو زدم، رنگت قرمز شده (صورتش منظورشه). اشکالی نداره، می‌تونی خیلی راحت بگی دوستت دارم!»

دراکن یهو از جا پرید و داد زد: «چـ-چی؟! من دوستت دارم؟! تویی که قدِ دکمه‌ی پیرهنمی؟! تازه، تو خواهرِ میتسویایی!»

ا.ت بلند شد و قدم به قدم بهش نزدیک شد. دراکن هم عقب‌عقب رفت تا اینکه به دیوار پشت سرش رسید. ا.ت با اون چشم‌های درشتش زل زد توی چشم‌هاش و گفت: «پس چرا هر وقت من می‌خندم، تو نفس‌ت رو حبس می‌کنی؟»

دراکن دیگه طاقت نیاورد و با آخرین ذره‌ی غرورش داد زد: «آره! دوستت دارم! به عنوان یه هم‌تیمیِ قوی! تموم شد!» و بعد، دراکنِ معروفِ سرد و بی‌احساس، مثل یه بچه‌ی کوچولو که کار بدی کرده باشه، از پله‌ها پایین دوید و فرار کرد!

ا.ت همون‌جا موند و زیر لب خندید: «همم؟ دراکن‌-کون... خیلی بامزه‌ست~»

ا.ت فقط سرش رو چرخوند و به آسمون نگاه کرد. زندگی توی گنگِ تومان از این به بعد خیلی شیرین‌تر شده بود، مخصوصاً با اون غولِ خجالتی...(بچه‌ها به دلتون نگیرید، این فقط یک سناریوئه😂🫪)

ـ پایان.


ــــــــــــــــــ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ــــــــــــــــــ




¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠✧⁠*⁠。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#توکیو_ریونجرز #انتقام_جویان_توکیو #انیمه #سناریو #وانشات #تاکمیچی #مایکی #دراکن #باجی #چیفویو #میتسویا #اسمایلی #انگری #اینوپی #سانزو #ران #ریندو #هانما #کیساکی #کازوتورا #ایزانا #شیون_مادارامه #کاکوچو #کوکونوی #سنجو #واکاسا #تاکئومی #هینا #شینیچیرو #آکانه #تایجو #هاکای #توکیو_مانجی_گنگ #تومان #والهالا #بلک_دراگن #بونتن #براهمن #سوریو
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
دیدگاه ها (۱۴)

سناریو خط قرمز

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 3 | یک میز مشترکزنگ پایان کلاس که خورد، ا/ت تق...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

سناریو سانزو پارت 3

🖤 پارت ۳: پیش من لازم نیست قوی باشیTokyo Revengers | Mikey ×...

ریاکشن پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط