‍ ‌کاش می‌شد

‍ ‌کاش می‌شد
هوایت را بلعید

عطرت را قورت داد
صدایت را کرد داخل قوطی و حبس کرد
برای هر زمانی که نیستی
هرم نفس‌هایت را
برق نگاهت را
نبض‌ات را
همه را
می‌شد گرفت و در بقچه‌ای پیچید
و یادگاری گذاشت در پستوی
عمر
تا همیشه
داشتت.
#عاشقانه
دیدگاه ها (۲۶)

چند پارتیپارت ۲ماشین با سرعتی سرسام‌آور در جاده‌ی ساحلیِ خلو...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

عنوان سناریو: بازی جاسوس

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p5۴«قول؟»جیمین بعد از چند ثانیه مکث، سرش ...

Heir of Light and Darknesspart : 3سه روز بعد. تهیونگ با اجبا...

پارت 4۱:روشناییِ سرخ و آبیِ چراغ‌های پلیس، از پنجره‌های بزرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط