{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قیصر امین پور

قیصر امین پور
غنچه با دل گرفته گفت : زندگی لب ز خنده بستن است...

گوشه ای درون خود نشستن است!

گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است... با زبان سبز راز گفتن است!

گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد !

تو چه فکر می کنی... کدام یک درست گفته اند...؟

من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است !

هر چه باشد او گل است ،

گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است...
دیدگاه ها (۵)

قیصر امین پوراین ترانه بوی نان نمی‌دهدبوی حرف دیگران نمی‌دهد...

قیصر امین پورپیش بیا‌! پیش بیا‌! پیش‌تر !تا که بگویم غم دل ب...

زنده یاد حسین پناهیبرای کسانی که دندان درد دارند حافظ نخوانی...

زنده یاد حسین پناهیبی شک جهان را به عشق کسی آفریده اندچون من...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

dark life = 39

رمان:تاوقتی که عاشقت شدم

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت اول (ROSE) پارچه ی لغزان لباس میسو، در میان جمعیت از ای...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط