به تو از تو می نویسم به تو ای همیشه در یاد

به تو از تو می نویسم به تو ای همیشه در یاد
ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد
وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود
زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاییز برگ و با غم گریه می کرد
قاصد چشم تو آمد مژده ی روییدن آورد
به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از توگم شد و به قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تو
ای که می سوزم سراپا تا ابد در حسرت تو
به تو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد
که به اسم تو رسیدم قلمم به گریه افتاد
ای تو یارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم از گذشته یادگارم...
دیدگاه ها (۴)

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

از آرمیها میخوام که این متن رو پخش کنن تا به دست RM برسه

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

همان روز، نامه‌ای از مرز شمالی به عمارت رسید.دست‌خط نایک بود...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۸ : «پدری که برگشت...»نیمه‌شب بود.جونگوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط