پارت¹³Bitter but sweet🎀

+ برو بابا .همون اریکا صدام کن.
- باشه بیبی.
+ عه آرن ،یه بار دیگه بگی با کفش میوفتم دنبالتاااا.👟
- باشه بیا داروتو بخور.
+ بده به من.
- بیا.
- بخور و زود تر خوب شو نمیخوام اینجوری ببینمت.
اریکا لیوان رو گذاشت رو میز وبا داد....
+ ای خدا آرن فهمیدم دیگه چقدر میگی؟!
- خیلی خب باشه . اوه ساعت چنده؟!
+ ساعت چهار !چرا؟
- آها. بخواب من میرم لباسمو عوض کنم.
+ باشه.
آرن رفت لباسشو عوض کنه و اریکا کم کم پلکاش سنگین شدن و خواب رفت.
( پلکای منم دارن سنگین میشن چه برسه به اون دیگه (-_-)zzz)

صحبت اریکا ☆

از خواب بیدار شدم که دیدم پشت سرم یه چیزی هست!
مایل به پارت بعدی؟🧸
دیدگاه ها (۰)

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

ساعت ۱۱ شب آپارتمان جی هوپ و ویراصدای چرخوندن کلید توی قفل،س...

پارت پنج

~Destiny:Part 1~

اورلورا

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

پارت ۲بعد از کلی خندیدن ساعت از دستمون در رفتو بعد از ۱ ساعت...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط