"و پیامی در راه"
"و پیامی در راه"
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم اورد
در رگ ها نور خواهم ریخت
و صدا در داد: ای سبدهاتان پرخواب سیب اوردم سیب سرخ خورشید
خواهم امد, گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواره دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفتم: چه تماشا دارد باغ
دوره گردی خواهم شد کوچه ها را خواهم گشت جارخواهم زد: ای شبنم شبنم شبنم
رهگذاری خواهد گفت: راستی را شب تاریکی است کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست دب کبر را بر گردن او خواهم اویخت
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان خواهم گفت: کاروانی امد بارش لبخند؛
ابر را پاره خواهم کرد
من گره خواهم زد چشمان را با خورشید, دل ها را با عشق سایه ها را با اب شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست خواب کودک را با زمزمه پنجره ها
بادبادک ها به هوا خواهم برد
به گلدان ها اب خواهم داد
خواهم امد پیش اسبان, گاوان, علف سبز نوازش خواهم کرد
مادیانی تشنه سطل شبنم را خواهم اورد
خر فرتوتی در راه.. من مگس هایش را خواهم زد
خواهم امد سرهردیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت: چه شکوهی دارد غوک
اشتی خواهم داد
اشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوستت خواهم داشت ...
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم اورد
در رگ ها نور خواهم ریخت
و صدا در داد: ای سبدهاتان پرخواب سیب اوردم سیب سرخ خورشید
خواهم امد, گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواره دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفتم: چه تماشا دارد باغ
دوره گردی خواهم شد کوچه ها را خواهم گشت جارخواهم زد: ای شبنم شبنم شبنم
رهگذاری خواهد گفت: راستی را شب تاریکی است کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست دب کبر را بر گردن او خواهم اویخت
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان خواهم گفت: کاروانی امد بارش لبخند؛
ابر را پاره خواهم کرد
من گره خواهم زد چشمان را با خورشید, دل ها را با عشق سایه ها را با اب شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست خواب کودک را با زمزمه پنجره ها
بادبادک ها به هوا خواهم برد
به گلدان ها اب خواهم داد
خواهم امد پیش اسبان, گاوان, علف سبز نوازش خواهم کرد
مادیانی تشنه سطل شبنم را خواهم اورد
خر فرتوتی در راه.. من مگس هایش را خواهم زد
خواهم امد سرهردیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت: چه شکوهی دارد غوک
اشتی خواهم داد
اشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوستت خواهم داشت ...
- ۲.۸k
- ۲۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط