{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱
موضوع :فوت مادر بزرگ
(عزیزان مهسا هسم خودمه ناراحت نشین میتونید اسم خودتون رو جایگزین کنید)
امروز قرار بود هوپی از ژاپن برگرده خیلی خوشحال بودم این چهار پنج روز مثل چند سال گذشت برام
داشتم ناهار درست میکردم که یهو گوشیم زنگ خورد خواهر هوپی بود با هم صحبت میکردیم که گفت مادر بزرگش فوت شده خیلی ناراحت شدم و بهم گفت که هوپی میدونه و احتمال زیاد حالش الان خرابه پس منتظر موندم که هوپی بیاد
که یهو بعد یه ربع صدای زنگ خونه به گوش رسید مونده بودم ورژن خوشحالم رو نشون بدم یا غمگین
پس هر دوش رو نشون دادم در رو باز کردم
دیدگاه ها (۰)

سوال کدوم گوری بودم بچه ها حالم خیلی بده طوری که وقتی سرفه م...

رمان تو خود منی

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن )«ورژن ز...

BTS Reaction | وقتی شب دیر میای خونهنامجون:همین که وارد می‌ش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 176♡⁠。⁠)⁩نمیخوا...

نیو پست

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

I can be myself with himPart⁹³یونگی فیلم رو پلی کرد..وسط من ...

#کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط