هر چقدر که می توانی صبور باش،

هر چقدر که می توانی صبور باش،
آرام و صبور . .
نه اینکه غصه ها را رج به رج ، ردیف به ردیف ، بچینی توی دلت و
دم نزنی و غمباد بگیری و آن وقت بگویی که صبورم . .
صبور باش یعنی:
آنقدر فتیله ی چراغِ توکلت را بالا بکشی،
که نور آرامش حضورش
تمام دلت را روشن کند،
تمام دلت را به امید فردا که نه
به امنیت همین لحظه،
به شیرینی همین الان
روشن روشن کند . .
بگذار گریه هایت که تمام شد
آفتاب مهربانی اش بتابد
به گوشه گوشه ی دل و جانت . .
آرام بگیر که خدا همیشه به موقع سر وقت از راه می رسد
دلت به لبخند خدا آرام... ❤
دیدگاه ها (۱)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_58فصل بیست‌وششم...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت پنجم: فقط تا طلوع آفتابساعت ۲:۴۰ با...

🌙🥹❤️ وقتی خیلی تنها شدی، خدا رو اینجوری صدا بزن… 🤲🏻🕊️💚🌹 «یا ...

فاصله یک لبخند تا جنون

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

«کوک؟»«هوم؟»«لازم نیست همه‌چیز رو تنهایی حل کنی.»مداد در دست...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 10#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ خانه‌ی...

هر چقدر که می‌توانی صبور باشآرام و صبور...نه اینکه غصه‌ها را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط