دیدی شب شد و سایمم حتی همرام نبود دیدی غم چطور حرف تو چشم

دیدی شب شد و سایمم حتی همرام نبود دیدی غم چطور حرف تو چشمامو خورد
غریبه شدم با عکسای دوتاییمون به تو چه قلبم داره میمیره برات قربون چشات
هیچی نبود آخر بازی واسه هم خاطره سازی معلوم شده دیگه چه رازی چی دیگه بین ماست
بردی منو هر جا نباید شاید ببنیم همو شاید خوشبختی بازم منو پس زد عاشق بی احساس
تو که رفتی دیگه نیا قلبو عاشق نکن غم من تویی تو از این غم دیگه دق نکن
یه دریاست غمت چشماتو دیگه قایق نکن به تو چه قلبم داره میمیره برات قربون چشات
هیچی نبود آخر بازی واسه هم خاطره سازی معلوم شده دیگه چه رازی چی دیگه بین ماست
بردی منو هر جا نباید شاید ببنیم همو شاید خوشبختی بازم منو پس زد عاشق بی احساس
دیدگاه ها (۴)

the first lie

پارت ۲

وقتی همسرت و استادت بود🩵پارت ۲حس کردم پاهام خالی شد و بعدش د...

پارت ۸(وقتی یونا احساس کرد که انگار دست هاش و پاهاش بسته شدن...

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

اجبار به بدبختی پارت ۳۷

فیک تهیونگ

پارت ۶

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط