بابالنگ درازِ عزیزم

بابالنگ درازِ عزیزم
کسی که در زندگی اش کسی را از ته قلبش دوست دارد همیشه نگران است..!
نگرانِ غذا خوردنش
نگرانِ ماشین هایی که به او نزدیک میشوند و بوقشان خراب است؛
نگرانِ ویروس هایی که دورِ او میچرخند؛

اما بابایِ عزیزم
این ها از شیرین ترین نگرانی های دنیا هستند؛
از شیرین ترین های آنها...

قبلا می توانستم دختری بی ‌فکر و بی ‌خیال و آسوده باشم چون چیز ارزشمندی نداشتم که از دست بدهم
ولی حالا تا آخر عمر یک نگرانی بزرگ خواهم داشت و هر وقت که تو از من دور باشی به همه‌ی اتومبیل‌ هایی فکر می ‌‌کنم که ممکن است تو را زیر بگیرند
یا همه‌ی تخته‌ های اعلامیه ‌ای که ممکن است روی سرت بیفتد
و یا همه‌ی میکروب‌ های وحشتناکی که ممکن است بخوری..

آرامشِ خیالم تا ابد از بین رفته است ...

بابا لنگ دراز
#جين_وبستر 🍃
...........................................
#کتاب #داستان #داستان_کوتاه #قصه #بابالنگ_دراز #نویسنده #هنر #داستانک #نوروز #بهار
دیدگاه ها (۱۲)

پارت۶ایزوکو با قدم‌های سنگین اما آروم به سمت اتاقش رفت. انگا...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

intertwined fate of two enemies-part 16

تولدت مبارک، پارک جیمین؛ فرشته‌ای که با قلبی از جنس مهربانی،...

پارت ۲ بهش شک کردم × عزیزم بیا بریم بخوابیم الان میآم × بد...

پارت ۲۸

پارت دوم فردا صبح، آفتاب پاییزی از ل...

......//برده ی زیبا//......

تصادف با ماشین باجی.

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط