#پارت_95

#پارت_95
آقای مافیا ♟🎲

با سوسن هماهنگ کردم تا حواسش باشه
وقتی ازم پرسید کجا میرم منم قضیه رو ماس مالی کردم گفتم میرم پیش سامیار

بعد از اینکه آزمایشمو دادم به سمت منشی رفتم

+ببخشید خانم جواب آزمایش من کی آماده میشه

منشی با قیافه که بهش می‌خورد اعصاب مصاب سالمی هم نداشته باشه بهم نگاه کرد و گفت

_ احتمالاً فردا یا پس فردا

+ امکانش نیست زود تر اماده شه؟

با صدای تقریبا بلند گفت:

_ نه عزیزم نمیشه هرکی میاد اینجا همینو میخواد

ایشی کردم و از میزش فاصله گرفتم
به سمت ماشینم حرکت کردم و سریع خودمو به خونه سوسن رسوندم

_کجا بودی دختر

+ پیش سامیار بودم دیگه بهت گفتم که...

_ منم خر ... از کی تا حالا تو انقدر راحت از سامیار دل می‌کنی میای اینجا

ایشی کردم و بدون اینکه جوابشو بدم گفتم

+مامانم اومد

_ وای آره خاله رسید اگه بدونی اون داخل چه جنگیه

اومدم حرفی بزنم که با اومدن صدای جیغ خاله وارد خونه شدم خواستم از پله‌ها بالا برم که با صدای سوسن سر جام وایسادم

_وایسا آفاق

با یادآوری اینکه سوسن دو ماه بارداره وایسادم تا اونم برسه

+ جا شکر داره که هنوز شکمت جلو نیومده

_ ببند آفاق یهو میشنون

با سوسن از پله ها بالا رفتیم خواستیم در و باز کنیم که خاله یهو جلو در ظاهر شد و خیلی اعصبانی بود#رمان
#عاشقانه
#فالو
#حمایت
#مافیایی
#مافیا
#اصمات
دیدگاه ها (۰)

/عشق فراموش شده/{p6} ...

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

پارت ۱

وقتی بچه دارین ولی .. . گوشی رو سر جاش گذاشتم و با بیچاره گی...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۴ ویو راوی بعد ا...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁸عصر..خیلی زودتر از چیزی که فکر می‌کر...

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆چند دقیقه‌ای بود که توی اتاق ن...

مافیای من

پارت ۵۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط