آب را گل کردند.

آب را گل کردند.

چشمها را بستند

و چه با دل کردند!

وای سهراب کجایی آخر؟

زخمها بر دل عاشق کردند.
خون به چشمان شقایق کردند.

تو کجایی سهراب؟
که همین نزدیکی

عشق را دار زدند.
همه جا سایه ی دیوار زدند.

آی سهراب کجایی که ببینی حالا ،دل خوش مثقالیست.

دل خوش سیری چند؟
صبر کن ای سهراب!
قایقت جا دارد؟

من هم از دغدغه ی داغ زمین بیزارم.
دیدگاه ها (۳)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۵

چند پارتی بازی ممنوع

پارت ۴: سایه‌هایِ پنهان؛ وقتی رنگ‌ها می‌لرزنداتفاقی که در سا...

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

سناریو: باجی کیسوکه و ا/ت

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۴دامیان: آنیا، نگرا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

#سرونوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۲﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋رومن رفتنِ او را تماشا ...

سناریو : وسوسه ی دارچینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط