{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"عطرِ نرگس" در هوای "زمستان" پیچید!

"عطرِ نرگس" در هوای "زمستان" پیچید!
"دوست داشتنت" جوانه زد...
یادت دوباره جان گرفت...
و این بار تصویر "چشمانِ سیاهت" بود، که لابلای افکارِ بهم ریخته ام،مُدام "دلبری"می کرد...
به راستی چه رابطه ی عجیبی با هم دارند:
عطرِ نرگس...
زمستان...
دوست داشتنت...
چشم هایت
چسم هایت
چشم هایت...

#مهسا_سجاد
دیدگاه ها (۲)

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱۰✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

{محکوم به لمس } part ۲۳ 杂交种 دست دراز کرد سمت موهای آرو تند ...

((پارت چهاردهم))((پشت در، کسی منتظرم بود))«پس... من واقعاً ک...

«رایحه پنهان»صبح‌ها، جونگ‌هیون همیشه قبل از بقیه بیدار می‌شد...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

رمان انتقام ازدواج کامل

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط