{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دلنوشته_های_دفاع_مقدس

#دلنوشته_های_دفاع_مقدس
گردان پشت میدون مین زمین گیر شد، چند نفر رفتن معبر باز کنن … 15 ساله بود، چند قدم که رفت برگشت، گفتن حتماً ترسیده… پوتین‎هاشو داد به یکی از بچه‎ها و گفت: تازه از گردان گرفتم، حیفه، بیت‎الماله و پا برهنه❤️
دیدگاه ها (۰)

you like it پارت³¹¹:⁰⁵از خونه بیرون اومد..با صدای آشنایی سرش...

★彡   Part 46 彡★ مدتی بعد از شام، همه تو سالن بودیم و هرکس یک...

پارت دوم | یک قدم تا دشمنباران آرام روی شیشه‌های ماشین می‌زد...

#ارباب‌سنگدل #پارت_13جونگ کوک : ببند دهنتو آخه توئه آشغال ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط