فیک کوک

فیک کوک
Part.11
رفتیم دم هتل که مامان بابای کوک رو عصبی دیدیم پشمام ریخته بود دستمو سریع از دست کوک کشیدم کت کوک رو روی کلم انداختم و خودمو زدم به کوچه علی چپ
*بچه ها مامان کوک م ک بابای کوک ب ک
م ک:که اینطور پا میشی میای پاریس بدون اینکه به ما بگی
مامان کوک عاشق اینه که کوک با یه دختر دوست بشه
*مامان کوک رفت چسبید به ا/ت
کوک:ماما....
م ک:قرررربووووونتتتتت برم تو چقدر خوشگلییییییی
کوک:مامانننن
م ک:یامان
*بعد کلی قربون صدقه رفتن
م ک؛خب بریم هتل بگیریم
رفتیم داخل که گفتن فقط یه اتاق داریم
ا/ت توی ذهنش:نهههههههههههههههههههههههههه بخدا من اگه با مادر کوک توی یه اتاق باشم بخدا به صبح نمیکشم
م ک:وایی چه خوب با ا/ت جونم توی یه اتاقممم
*دست ا/ت رو گرفت و برد
کوک:مامان بزار به منم برسه کشتیش

م ک:خب شامو بیرون بخوریم
همه:اره فکر خوبیه

از زبان ا/ت
خب خب حالاکه اینجوریه باید یه تیپ خفن بزنم رفتم توی اتاق یه پیراهن پوشیدم با بوت های بلند مشکی یه آرایش ملایم کردم موهامم پایینشو حالت دار کردم گوشواره هامو انداختم با یه گردنبند ضریف و تمام رفتم بیرون
____________________________
م ک:واوووووو چقدر خوشگل شدی
کوک:......
ا/ت: خب بریم
دیدگاه ها (۲۵)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

تکپارتی جونگ کوک

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط