#پارت_20

#پارت_20

-چ..چی کار داری میکنی ؟

+خب میخوام مال خودم کنمت ، دوس داری نع؟¿

- معلومه کع دوست ندارم مردیکه عوضی ولم کن بزار برم ( اینو گفتمو هجوم بردم سمت درو چن تا مشت زدم بهش ) کممکککک یکی نیست کمک کنه باشمام ؟

+ خودتم بکشی کسی صداتو نمیشنوه پس جون نکنو خیلی اروم خودتو در اختیارم بزار

- چی میگه مردیکه ، من پسرم

+ خب منم عاشق پسرام دیگه

هی یه قدم میومد جلو هی من یه قدم میرفتم عقب ، اخه حالا اگ به عنوان دختر اینجا بودم همه دختر باز بودنا الان کع من بدبخت نقش پسرو دارم همه گ.ی ان اه ..

انقد عقب جلو شدیم که من پام گیر کرد به فرشو پرت شدم روی تخت ، اومدو روم خیمه زد ، سعی کردم کنارش بزنم اما خیلی سنگین ترو قوی تر از این حرفا بود ، نفس نمیتونستم بکشم ...

- تو ... تو رو خدا... تورو خدا ولم کن
از روم پاشدو دوربین گوشیشو روشن کردو گذاشت روی میز جوری که از خودمون فیلم بگیره ... این رسما روانی بود .. دوباره روم خیمه زدو با همون لحجه غلیضش گف ..

+ مگه میشه که تورو ول کنم ، تو عزیز دل ارتام خانی ، باید ببینه چجوری مال من میشی ( ارتام خانو یه جور با تیکه گف ) ...
دیدگاه ها (۳)

چند پارتی

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 26{این‌بار...دستم رو رها نکن} صد...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

کسخلان گروگان

ابلیس

یاندره درخواستی از باجی

پارت26 اولین سفر تنهایی از زبون تارا: با ا...

Part6 سوار ماشین شدیم رسوندمشون خونه رفتم خونه لباسامو عوض ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط