***بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره

***بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره

انتظارتو کشیدم تا که برگردی دوباره


در غروب رفتنت، لحظه هایم را شکستم

زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم


پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم

من برای گریه هام، چشمه ها رو کم می یارم


انتظار با تو بودن منو از پا در میاره

ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره***
دیدگاه ها (۳)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

پارت ۱۳

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

تکپارتی از شوگا وقتی دخترش بودی ولی اصلا دوستت نداشت:)سلام م...

مافیای من

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

برده عمارت جئون

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

part:5{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط