مادربزرگ حواسش به شمعدانی‌ها بود

مادربزرگ حواسش به شمعدانی‌ها بود
گاه حتی همین که چرخی میزد
کنار حوض نگاهشان می‌کرد
کافی بود برای قد کشیدنشان
‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌   ‌‌‌‌‌‌‌‌‌   ‌‌‌‌‌‌‌‌   ‌‌‌‌‌‌  ‌‌‌‌‌‌‌‌    ‌‌‌‌‌‌‌‌      ‌‌‌‌‌‌‌‌
🌏 اقامتگاه خونه ننه آقا
تهران_ورامین_بخش جواد آباد
روستای گردشگری خاوه
‌
دیدگاه ها (۲)

༺⃟•‌ུྃاین روزها بدجور هوای یک جای دنج به سرم زده،جایی شبیه ...

🔻در سال ۱۹۴۷، در جریان جنگ داخلی چین، ۳۲ زن از اهالی یک روست...

پارت ۴۸ — دیرتر از همیشهیونگی آن شب تقریباً هیچ نخوابید.فرما...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:3#انتخاب_امنماشین با...

رمان خبره ممنوعه پارت پنجم 5

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

پارت دوم راز خون

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}پارت سهیه سال تموم بدون اینکه مایکی ...

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط