پ۱۳ف۲ کارای عقد و عروسی و کارامون رو انجام دادیم شب عقد ر
پ۱۳ف۲ کارای عقد و عروسی و کارامون رو انجام دادیم شب عقد رسید و همه جمع شده بودن تالار حتی عاقد هم رفته بود و من و سحر هنوز توی آرایشگاه بودیم کارامون تموم شد گوشیم زنگ خورد مهرداد بود +جانم داداش جانم آماده ایم بگو یکی بیاد دمبالم _خدا رو شکر آماده ایی میلاد و اشکان دوستش میان دمبال و تو و سحر خداحافظ بلاخره بعد ۱۵ دقیقه اومدن و سوار شدیم اونجا فهمیدم دل اشکان و سحر باهم تصادف کردن و گره خوردن توی هم بعد چند دقیقه رسیدم تالار بعد کلی سلام و احوال پرسی قند سابیدن ک از قبل گفته بودم سپردن بهم و پارچه رو سحر و خواهر اشکان گرفتن بالا سر عروس و داماد و علیاری هم نقل و نبات دستش بود بریزه عاقد شروع کرد خوندن _سرکار خانم نازنین هوشمند فرزند غلامرضا آیا وکیلم شما را ب عقد آقای مهرداد کمندانی فرزند مسعود با مهریه معلوم شده در بیاورم +عروس رفته میون گل ها ی گل خوب برا زندگیه مشترکش بچینه همه دست زدن و خندیدن و منم خندم گرفت ک دیدم آقای... اومد و آروم ی کنار وایستاد و نگاهه سنگین و هیز علیاری روی من بود ک عصبیم میکرد حس کردم
- ۷.۸k
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط