عشق دردناک²
عشق دردناک²
p²³
به سمت تالار عروسی حرکت کردیم
رسیدیم که جونگکوک دستش رو دور کمرم حلقه کرد و وارد تالار شدیم
همه که مارو دیدن جیغ و خوشحالی میکردن
به سمت جایگاه عروس و داماد حرکت کردیم و نشستیم
عاقد اومد و شروع کرد خطبه عقد رو خوندن
عاقد:خانم پارک ا.ت به بنده اجازه میدهید شمارا به عقد جناب آقای جئون جونگکوک دربیاورم،آیا وکیلم؟(چرا شبیه سریال های ایرانی شدد😂😂)
نمیدونستم چی بگم مطمئن بودم بگم نه!
جونگکوک منو میکشه
پس به زور و اجبار گفتم:
_ب...بله
عاقد:جناب آقای جئون جونگکوک به بنده اجازه میدهید شمارا به عقد خانم پارک ا.ت دربیاورم،آیا وکیلم؟(ای ام سریال ایرانی😂)
+بله
عاقد:خب حالا میتونید هم را ببوسید
جونگکوک دستش رو دور کمرم حلقه کرد و به جلو کشید و لباش رو کوبوند به لبام
"ویو بعد از عروسی"
وارد عمارت شدم
یاد ۳ سال پیش افتادم وقتی وارد عمارت شدم و جونگکوک همش منو کتک میزد
جونگکوک سمتم اومد و دستش رو بالا آورد به فکر اینکه بخواد سیلی بهم بزنه یه قدم عقب رفتم که بغلم کرد
+ا...انقدر ازم میترسی؟!
"اسمات داخل کامنت های پست بعدی"
p²³
به سمت تالار عروسی حرکت کردیم
رسیدیم که جونگکوک دستش رو دور کمرم حلقه کرد و وارد تالار شدیم
همه که مارو دیدن جیغ و خوشحالی میکردن
به سمت جایگاه عروس و داماد حرکت کردیم و نشستیم
عاقد اومد و شروع کرد خطبه عقد رو خوندن
عاقد:خانم پارک ا.ت به بنده اجازه میدهید شمارا به عقد جناب آقای جئون جونگکوک دربیاورم،آیا وکیلم؟(چرا شبیه سریال های ایرانی شدد😂😂)
نمیدونستم چی بگم مطمئن بودم بگم نه!
جونگکوک منو میکشه
پس به زور و اجبار گفتم:
_ب...بله
عاقد:جناب آقای جئون جونگکوک به بنده اجازه میدهید شمارا به عقد خانم پارک ا.ت دربیاورم،آیا وکیلم؟(ای ام سریال ایرانی😂)
+بله
عاقد:خب حالا میتونید هم را ببوسید
جونگکوک دستش رو دور کمرم حلقه کرد و به جلو کشید و لباش رو کوبوند به لبام
"ویو بعد از عروسی"
وارد عمارت شدم
یاد ۳ سال پیش افتادم وقتی وارد عمارت شدم و جونگکوک همش منو کتک میزد
جونگکوک سمتم اومد و دستش رو بالا آورد به فکر اینکه بخواد سیلی بهم بزنه یه قدم عقب رفتم که بغلم کرد
+ا...انقدر ازم میترسی؟!
"اسمات داخل کامنت های پست بعدی"
- ۸.۴k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط