پارت 44
پارت 44
رمان عشق مدرسه ای
ویو صبح تو اوتوبوس وقتی میخواستند برگردند مدرسه :
جونگین: اوفف لیسا و مینهو! بسته خنده کلم پوکید اه
لیسا: باشه حالا تو هم ایش
مینهو: ایش ایش
ات هم روی شونه هیونجین خوابش برده بود
و بعد از حدود 1 ساعت و نیم رسیدند به مدرسه و با هم به خانه رفتند چون امشب رو میخواستند خونه ی هیونجین بمونند.
ات: عشقم
هیونجین: بله
ات : میگم میشه برام بستنی بگیری از اینجا؟ ( کیوت)
هیونجین: ای خدا من فدات شم باشه عشقم
ات: ممنون هیون
و هیونجین هم برای ات بستنی گرفت و اینجوری که هیون بد بخت( خدا نکنه) مجبور شد برای همه بگیره🤣
و بالاخره رسیدند خونه هیونجین و کارهاشون رو انجام دادند و الان تقریبا ساعت حدود 1 و نیم بود و لیسا یادش رفته بود ناهار فردا ر. از تو چادری که تو جنگل رفته بودیم بیاره 🤣
لیسا: ای خدا یادم رفت ناهارو بیارم از چادر
مینهو: خاک تو سرت
لیسا یک دمپایی گرفت و زد تو مخ مینهو😂
میننو: آی وحشی
جونگین: اشکال نداره همتون مهمون من براتون از بیرون پیتزا سفارش میدم
ات: وایی من عاشق پیتزا ممنون جونگین
و ات پرید بغل جونگین
جونگین: خواهش میکنم ات ( لبخند)
هیونجین که حسودیش شده بود و ات هم متوجه این شده بود
که هیونجین گفت جلو ات و جونگین :
هیونجین: انقدری جونگین بغل کردی منو هیچ وقت اینجوری بغل نکردی( چش غره)
ات: حسودی میکنی هیون؟ ( خنده)
هیونجین: .....
و یهو. ات پرید بغل هیونجین بوسه ای کوتاه به لباش زد.
هیونجین نا خدا گاه لبخندی رو لبش اومد و ات رو محکم تر بغل کرد.
لیسا: اوف چندش بازی هاشون شروع شد بزار ما بریم راحت باشند
مینهو: اوهوم
جونگین : من برم سفارش بدم. راستی پیتزا چه مزه ای بگیرم؟
لیسا: پپرونی و گوشت
جونگین: اوکی الان فقط گوشیم کجاست
هانا: اوناهاش کوری؟
جونگین: اها ممنون راستی کور هم خودتی
هانا: (چش غره)
و جونگین ناهارو سفارش داد و بعد از 1 ساعت اوردنش و الان ساعت 2 و. نیم بود و شروع کردند به خوردند غذا
هیونجین: هوم چه خوش مزس
ات: اوهوم خیلی وقت بود پیتزا نخوردم
هانا: منم
مینهو: سکوت کنید و از غذا لذت ببرید
لیسا: منم با مینهو موافقم
ات: باشه حالا
و بعد از نیم ساعت غذاشون تموم شد و ساعت 3 بود و تصمیم گرفتند نقاشی بکشند
هیونجین: من میخوام ات بکشم
ات: اخ من فدات شم
و شروع کردند به نقاشی کشیدند و نقاشی کشیدنشون تموم شد و الان کاراشونو انجام دادند و میخوان برم بیرون.
پایان پارت 🤓❤
رمان عشق مدرسه ای
ویو صبح تو اوتوبوس وقتی میخواستند برگردند مدرسه :
جونگین: اوفف لیسا و مینهو! بسته خنده کلم پوکید اه
لیسا: باشه حالا تو هم ایش
مینهو: ایش ایش
ات هم روی شونه هیونجین خوابش برده بود
و بعد از حدود 1 ساعت و نیم رسیدند به مدرسه و با هم به خانه رفتند چون امشب رو میخواستند خونه ی هیونجین بمونند.
ات: عشقم
هیونجین: بله
ات : میگم میشه برام بستنی بگیری از اینجا؟ ( کیوت)
هیونجین: ای خدا من فدات شم باشه عشقم
ات: ممنون هیون
و هیونجین هم برای ات بستنی گرفت و اینجوری که هیون بد بخت( خدا نکنه) مجبور شد برای همه بگیره🤣
و بالاخره رسیدند خونه هیونجین و کارهاشون رو انجام دادند و الان تقریبا ساعت حدود 1 و نیم بود و لیسا یادش رفته بود ناهار فردا ر. از تو چادری که تو جنگل رفته بودیم بیاره 🤣
لیسا: ای خدا یادم رفت ناهارو بیارم از چادر
مینهو: خاک تو سرت
لیسا یک دمپایی گرفت و زد تو مخ مینهو😂
میننو: آی وحشی
جونگین: اشکال نداره همتون مهمون من براتون از بیرون پیتزا سفارش میدم
ات: وایی من عاشق پیتزا ممنون جونگین
و ات پرید بغل جونگین
جونگین: خواهش میکنم ات ( لبخند)
هیونجین که حسودیش شده بود و ات هم متوجه این شده بود
که هیونجین گفت جلو ات و جونگین :
هیونجین: انقدری جونگین بغل کردی منو هیچ وقت اینجوری بغل نکردی( چش غره)
ات: حسودی میکنی هیون؟ ( خنده)
هیونجین: .....
و یهو. ات پرید بغل هیونجین بوسه ای کوتاه به لباش زد.
هیونجین نا خدا گاه لبخندی رو لبش اومد و ات رو محکم تر بغل کرد.
لیسا: اوف چندش بازی هاشون شروع شد بزار ما بریم راحت باشند
مینهو: اوهوم
جونگین : من برم سفارش بدم. راستی پیتزا چه مزه ای بگیرم؟
لیسا: پپرونی و گوشت
جونگین: اوکی الان فقط گوشیم کجاست
هانا: اوناهاش کوری؟
جونگین: اها ممنون راستی کور هم خودتی
هانا: (چش غره)
و جونگین ناهارو سفارش داد و بعد از 1 ساعت اوردنش و الان ساعت 2 و. نیم بود و شروع کردند به خوردند غذا
هیونجین: هوم چه خوش مزس
ات: اوهوم خیلی وقت بود پیتزا نخوردم
هانا: منم
مینهو: سکوت کنید و از غذا لذت ببرید
لیسا: منم با مینهو موافقم
ات: باشه حالا
و بعد از نیم ساعت غذاشون تموم شد و ساعت 3 بود و تصمیم گرفتند نقاشی بکشند
هیونجین: من میخوام ات بکشم
ات: اخ من فدات شم
و شروع کردند به نقاشی کشیدند و نقاشی کشیدنشون تموم شد و الان کاراشونو انجام دادند و میخوان برم بیرون.
پایان پارت 🤓❤
- ۱۶۳
- ۲۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط