{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در قلب من خسته بجز تو احدی نیست

در قلب من خسته بجز تو احدی نیست
هر کس که بیاید به قیاست عددی نیست

گفتی به من ساده اگر پیش بیایی
هرگز به تو و سینه ی تو دست ردی نیست

من آمدم از راه و نشانی که تو دادی
دیدم که به دستان تو اصلا سندی نیست

آن لحظه گرفتار ترحم شده بودی
بر من ....و دل من که سزاوار بدی نیست

از دست خودم شاکی و در بند غرورم
هر چند که این خرد شدنها ابدی نیست

گفتی که بیا دور بمانیم از این پس
دیدم به خدا فکر تو هم فکر بدی نیست

وقتی که فراموش شده خاطره هامان
از هرچه که بین من و تو بوده ردی نیست

بهتر که همان دور بمانیم چرا که
از سوی تو دیگر نفسی ...یا مددی نیست!!! 💜
دیدگاه ها (۰)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

اسم داستان: تاریکی درون لوسینپارت: 1لوسین داشت تو جهنم قدم م...

محو زیبایی او پارت ۳۷ویو رزا تهیونگ از اتاقم رفت بیرون خیلی ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ³ویو یوناچشم هام رو بستم که یکی ...

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

وقتی باهم دعوا میکنید اما...¹با صدای بلند بهش گفتی:"برو بابا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 67دختر با خودش کلنجا...

Part ¹⁴ویو لیلی با رضایت از کارم لبخندی زدمو گفتم+ نگران نبا...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط