{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#باران ✍ولی واقعا دیگه اهمیتی نداره برام

#باران ✍ولی واقعا دیگه اهمیتی نداره برام
که چه اتفاقی می افته

من قشنگ ترین روزای زمستونو دیدم
زشت ترین شبای تابستونو دیدم
از تلخ ترین و غمگین ترین شبای پاییز جون سالم بدر بردم 🖤

من خیلی شبا دلتنگِ آدمای خیلی اشتباه شدم
قلبم براشون تند زد
و بهترین جاهای شهرو باهاشون گشتم
من نگرانِ آدمای اشتباهی شدم...
من شبایی رو، تنهایی صبح کردم که فکرش
مو به تنت سیخ میکنه
من برای مخفی کردنِ تنهایی هام
با آدمای اشتباهی وارد رابطه شدم
و باهاشون بهترین آهنگایی که دوس داشتمو
شریک شدم...
من با مزخرف ترین آدما گشتم
و با بهترین آدما اینور و اونور رفتم
کارای بی اهمیت زیاد انجام دادم
که از هیچکدومشون هیچوقت پشیمون نشدم
من گند زیاد زدم، ولی خودم درستش کردم
من افتادم ولی با دستای خودم بلند شدم
الان تو این لحظه که اینو میخونی
شاید فک کنی خیلی غمگینم
ولی من دیگه دیگه هیچ چیز برام اهمیتی نداره...
#حرف_دل
دیدگاه ها (۱۹)

من عاشق یک مافیا شدم Part 3ات: ۲روز بهم وقت دادن... اگه ... ...

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: دوهواپیما بلند شد و همه ...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

هیچ زندگی بدون بالا و پایین وجود نداره #رشد #آگاهی#آگاهی_بخش...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

#متن #تکست#استوری #دلنوشت#رشد#آگاهی#خودشناسی #دکلمه #زیبا #خ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۶ دوباره از خواب بیدار شدم ج...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

عشق در قلبی سنگی))part:5ویو تهیونگوقتی که جونگکوک گفت:(جونگک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط