{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبر شهادت من در شبکه های اجتماعی بازتاب گسترده ای داشت چر

خبر شهادت من در شبکه های اجتماعی بازتاب گسترده ای داشت چرا که عکس های اینستاگرامی من بسیار متفاوت بوده و همه کاربران گمان میکردند که من یک مدلینگ هستم!😊

در فضای مجازی تصاویری از یک پسر جوان خوش تیپ و خوش چهره منتشر شد که خبر از شهادت او در سوریه را میداد و بسیاری از کاربران متعجب شده بودند که این چهره جذاب از مدافعان حرم در سوریه است


وقتی سوریه بودم با همه صحبت نمی کردم؟

اوائل فقط به مادرو خواهر هایم زنگ می زدم وصحبت
می کردم ، با پدرم صحبت نمی کردم. اما یک روز دوست پدرم به موبایلش زنگ زدوشماره ای که افتاده بودناشناس پدرم. فکرکدره بودکه. من هستم، وقتی تلفن را جواب دادنددیدندکهآن طرف خط یکی از دوستان و همرزمان پدرم در زمان جنگ است . سلام و علیک کردندباهم و پدرم پرسیدکه حاج حسن کجایی؟ گفت سوریه ام. بیشتر بچه های گردان میثم هم الان اینجا هستند. بعد هم گفت پسرت هم اینجاست چرا به من نگفته بودی پسرت مدافع حرم است؟! بعد هم گوشی را داد به من و با هم صحبت کردیم. از آن به بعد در این مدت کوتاهی که سوریه بودم دیگر به پدرم زنگ می زدم. حتی آخرین مکالمه هم بین من و پدرم بود.

#شهدا_هویت_جاویدان_تاریخ
دیدگاه ها (۲)

✍(دست نوشته #شهید_مهدی_طهماسبی)📌آنها کجا و من کجا!؟ صحبت ا...

پارت چهارم نماد مرگ

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

🎀 پارت ۶ 🎀ویو آلیابهتره به لیا یه زنگ بزنم، حوصله‌م سر رفت. ...

Seventeen

فاصله یک لبخند تا جنون

سناریو در خواستیییی چیفویو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط