تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید: مادر کجا درس میخون

تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید: مادر کجا درس میخونی؟
گفتم: اهواز مادرجون.
گفت: شیراز؟
گفتم: نه اهواز.
گفت: آها کجای شیراز میخونی؟
گفتم: اهوازمیخونم
گفت: گفتی کجای شیراز؟
دیدم زشته صدامو بلندکنم گفتم: آره شیراز میخونم،
گفت: پس چرا هی میگی اهواز !؟
:|
:|
:/
یا استوقدوس... :|
دیدگاه ها (۶)

من وقتی از دانشگاه /مدرسه برمیگردم 🙇‍♀️امروز فقط یه کلاس داش...

وقتی درسش بد بود و..

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

رمان عشق ممنوع

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

اولورا

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

تهیونگ و دوستاش اخیرا رفته رستوانی که یکی از آرمی ها توش کار...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط